فرش دلم
فرشی همیشه بهار بافته ام برایت از دلی خزان زده 
قالب وبلاگ
کاش می شد بجای این همه اشکهای پنهانی

سرت فریاد می کشیدم

امـــــــــــــــــــــــــا

آنقدر دوستت دارم که

نه می توانم سرت فریاد بزنم

و نه نفرینت کنم

می ترسم

از روزی که نفرینت کنم آن روز چه خواهی کرد

ای پرنده دربدر

[ یکشنبه 1393/08/04 ] [ 16:55 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

اگر قرار به ثبت احوالم بود

تمام کتابهای دنیا کم بود برای درج احوال من دور از تــــــــــــــــــــــو

و کم می آمد تمام دفاتر دنیا برای ثبت حس من به تـــــــــــــــــــــو

همان اندک نشانه برای آنان که مرا شناختند کافیست

شاید در روزگاری دور ، به واسته ی صدایی ، حرفی ، نگاهی

یادم در دلشان تازه شود

و یاد مرا از پس سالهای غبار گرفته خاطراتشان بیرون بکشند و لبخندی ناخودآگاه بر گوشه لبشان بنشیند

آری ، عزیزه من!

من همان لبخندم که به گونه های تو بوسه می زنم

آرام و گرم درست مثل امروز !

سرشار از عشقی ناب به زلالی آب و گرمای سوزان تابستان و عمیق مثل یک لحظه احساس پاک

[ چهارشنبه 1393/07/23 ] [ 9:27 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

و مرگ مردن نیست
من مرده‌گان بیشماری را دیده‌ام
که راه می رفتند
حرف می زدند
انتظار و تنهایی را درک می کردند
شعر می خواندند
می خندیدند
و گریه می کردند …
حسین پناهی

[ جمعه 1393/07/04 ] [ 21:49 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

[ جمعه 1393/07/04 ] [ 21:45 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
چه زود بزرگ شدی فرشته کوچکم 

پیشاپیش تولدت مبارک 

عشق کوچولوی من 

فکر نمیکنم هیچ وقت اون لحظه رو که در آغوش گرفتمت رو فراموش کنم

[ سه شنبه 1393/06/18 ] [ 13:2 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
من تکرار نمی شوم ولی...

یک روز می رسد...

یک ملافه ی سفید پایان می دهد...

به من...

به شیطنت هایم... به بازیگوشی هایم...به خنده های بلندم...

روزی که همه با دیدن عکسم بغض می کنند و می گویند:

دیوانه دلمان برایت تنگ شده

[ دوشنبه 1393/06/17 ] [ 13:1 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

"ما که از هرچه ترسیدیم سرمان امد... بیایید تمرین کنیم کمی از خوشبختی بترسیم!"

[ جمعه 1393/05/31 ] [ 21:16 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"در عشق،
باید درد دوری کشید
غمِ یار خُورد
ترسِ رقیب داشت
و زیرِ بار این‌ همه لِه شد.
خوشه‌ی دست نخورده‌ی انگور زیباست
اما، مست نمی‌کند...!"

مژگان عباسلو

[ جمعه 1393/05/31 ] [ 21:15 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"لحظاتی در زندگی هست که دری به رویت باز می شود و بی آنکه انتظارش را داشته باشی فردی را ملاقات می کنی. کسی که مکمل توست و تو را آنطور که هستی پذیراست. تعارضات، ترس ها، احساسات، خشم ها و همه آنچه را که در سرت می گذرد یکجا می پذیرد و تسکین می دهد. او آیینه ای در برابرت می گیرد که بتوانی خودت را تمام و کمال،بی هیچ ترسی، در آن ببینی."

گیوم موسو

[ جمعه 1393/05/31 ] [ 21:13 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"خودم را در آغوش گرفته ام
نه چندان با لطافت،
نه چندان با محبت،
اما
وفادار.."

ساموئل بکت

[ جمعه 1393/05/31 ] [ 21:10 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

"باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای ؛ تحویل دهی... خواه با فرزندی خوب خواه با باغچه ای سرسبز خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی و اینکه بدانی ... حتی فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشیده است... این یعنی تو موفق شده ای!"

گابریل گارسیا مارکز

[ جمعه 1393/05/31 ] [ 21:7 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
بگذار سر به سینه ی من تا كه بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید كه بیش از این نپسندی به كار عشق

آزار این رمیده ی سر در كمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست، عشق كدامست، غم كجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان كه اگر بینمت به كام

خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت

شاید كه جاودانه بمانی كنار من

ای نازنین كه هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی

من چون كبوتری كه پرم در هوای تو

یك شب ستاره های تو را دانه چین كنم

با اشك شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب

[ سه شنبه 1393/05/21 ] [ 7:49 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
 

"مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش!
این وزن آواز من است :
عشقی که گرم و شدید است
زود می سوزد و خاموش می شود
من سرمای تو را نمی خواهم
و نه ضعف یا گستاخی ات را!
عشقی که دیر بپاید ، شتابی ندارد
گویی که برای همه ی عمر ، وقت دارد .

مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش!
این وزن آواز من است :
اگر مرا بسیار دوست بداری
شاید حس تو صادقانه نباشد
کمتر دوستم بدار
تا عشقت ناگهان به پایان نرسد!
من به کم هم قانعم
و اگر عشق تو اندک ، اما صادقانه باشد ، من راضی ام
دوستی پایدارتر ، از هرچیزی بالاتر است .

مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش!"

امیلی دیکنسون

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 23:47 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"دلهای ما که بهم نزدیک باشد،
دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم;
دور باش اما نزدیک...
من از نزدیک بودنهای دور می ترسم..."

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 23:38 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"شاید این را شنیده ای که زنان
در دل « آری » و « نه » به لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند
رازدار و خموش و مکارند

آه ، من هم زنم ، زنی که دلش
در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال"

فروغ فرخزاد

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 23:38 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
گاهی هر از گاهی که ...

دلم هوایی می شود 

دلم تنگ میشود 

دلم کوچک می شود 

و 

بغضم بزرگ 

هی بارها و بارها جمله ی "ن ..... آ ......خیلی خیلی دوستت داره" رو بار ها و بارها و بارها می خونم 

میفهمی چی میگم!

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 23:35 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"زندگى
چه بسا
آسان تر می بود
اگر تو را
نديده بودم

فقط اين که در آن صورت
ديگر زندگى من نبود"

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 22:15 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

"و سکوت می‌کنی
و فرياد زمانم را نمی‌شنوی.
يک روز،
من سکوت خواهم کرد
و تو آن روز برای اولـين بار
مفهوم دير شدن را خواهی فهميد...!"

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 22:13 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
همان بعضی هایی که : 

"بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند
پر از حس های خوبند
پر از حرف های نگفته اند
چه هستند .. هستند
و چه نیستند .. هستند
یادشان . خاطرشان . حس های خوبشان
آدمها .. بعضی هایشان .. سکوتشان هم پر از حرف هست
پـر از مرهم به هر زخم است ! ..."

شما ها را یبشتر از هر چه این دنیا دارد بیشتر دوست دارم دوست داشته  و دوست خواهم داشت 

یادتان جاودان باد در قلبهایمان

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 21:59 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"انتظار سخت است ، فراموش کردن هم سخت است ، اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی، از همه سخت تر است ..." پائولو کوئیلو

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 21:55 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
هنوز که هنوز است 

کسی در گوشم زمزمه می کند 

خبر آمد خبری در راه است 

و من با چشمهای خیس 

هنوز منتظر رسیدن آن خبرم 

[ پنجشنبه 1393/03/29 ] [ 12:26 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

مـــــه مـــن نقاب بگشا ز جمال کبریایی  

             که بتــــان فرو گذارند اســـاس خــودنمایی

                             شده انتظارم از حد چه شود زدر درآیـی   

                                          زدو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

[ جمعه 1393/03/23 ] [ 16:12 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
زندگی با نواسان مدامش جریان دارد

گاه اوج می گیرد مثل یک پرنده عاشق و در اوج میپرد و از آن بالا از اوج لبخند و شادی در میان نسیمی که آرام آرام در میان گیسوانت می پیچد و نوازشت می کند و می توانی چشمهایت را ببندی و دستانت را باز کنی

و در خیالت عشق را در آغوش بکشی

و گاه خسته و افسرده از رنجهایش زیر تیغ آفتاب قدم بزنی و اشکهایت را پاک کنی بی شانه ای برای تکیه دادن تنها تو بمانی و امتداد کوچه های خسته ی بعدازظهر که باید هر روز مدام طی کنی

و میدانی زندگی جریان دارد با تمام نواسان مداومش چه با تو و چه بی تو ادامه خواهد داشت

مثل تو که حالا با سردی میگی:

مهم نیست !!!!

مجبورم!!!!

و هزار هزار دلیل دیگه که تلخی هاتو توجیه کنی !

حالا که جای زخمهات خوب شده ، حالا که احساس می کنی اونقدر قوی شدی که میتونی دوباره روی پاهات به تنهایی ادامه بدی حس میکنی که دیگر چه احتیاجی به من داری !

پس هر روز به بهانه ای دور میشی ، فاصله می گیری و فاصله می گیری

[ جمعه 1393/03/16 ] [ 20:11 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دنیای قدیم هایمان بهتر بود بیشتر عاشق بودیم و کمتر بی وفا

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم، دو به دو به هم چسبیده...

هر کداممان را که می کندند، آن یکی هم بیرون میزد از زندگی...

حالا سیمی مان کردند که با رفتن دیگری کک مان هم نگزد!!!

[ چهارشنبه 1393/02/31 ] [ 9:29 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
تشکر کنم به خاطر همه دنیای رویایی که برایم ساختی 

یا گلایه کنم از خاطری که اینگونه به او چسبیدی 

هنوز که هنوز است نمیدانم 

کدام تو ی درونت را باور کنم 

هنوز نتوانستم بفهمم 

آنی که می گوید دوستت دارم و یا آنی که می گوید هنوز دوستش دارم را ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!

 دروغ گوی خوبی نیستی!

وقتی دروغ می گویی توجیه هایت نمی تواند قانع ام کند.

[ سه شنبه 1393/02/30 ] [ 12:36 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

این روزها خدا نظری از سر لطف به من کرده و برکت و لطفش رو داره شامل حالم میکنه 

این روزها شادی و آرامش داره بهم سر میزنه 


و من 


هنوز منتظر یــــــــــک خــــــــــــــبـــــــــــــــــرم !


و دعا می کنم روز که وقتش باشه 


این خبرهم منو هم شما رو خوشحال کنه 


برام دعا کنید

[ دوشنبه 1393/02/22 ] [ 13:50 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
امروز داشتم روزنامه را ورق میزدم 

دوباره بوی آشنای کاغذ و جوهر چاپ مشامم را پر کرد 

دوباره عطر هزار هزار دقیقه ی آشنا و دنیایی که در تورق صفحه های کتاب داشتم پیش چشمانم نمایان شد 

و دیدم چقدر دلم برای سکوت کتابخانه تنگ شده 

برای اینکه بروم و لابلای قفسه های کتابخانه بنشینم و ساعت ها کتاب مورد علاقه ام را بردارم و بی اعتنا به گذشت عقربه های ساعت دوباره غرق خواندن شدم 

دوباره یک رمان خوب بردارم  و تمام یک بعدازظهر آنقدر غرق خواندنش شوم که وقتی آفتاب از دیوار اتاق رفت و اتاق تاریک شد متوجه گذشت زمان شوم 

چه لذت عمیقی ست انگار در زمان شناور می شوی و ناگهان وقتی کتاب را می بندی انگار کسی تو را از بلندی یک ارتفاع بروی زمین حال پرتت می کند

[ دوشنبه 1393/02/15 ] [ 9:6 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
یک لحظه گوش کن خدا 
جدی میگم 
نه شکوه است نه گلایه... 
در این دنیا 
حال خیلی ها اصلا خوب نیست 
یک دستی به زندگیشان بکش 
لطفا...


خدا جون دلم برات تنگ میشه ....

[ چهارشنبه 1393/02/10 ] [ 9:58 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
لازم نيست پايت را از هيچ کجا اين ارتباط بيرون بکشي

من خودم را خط ميزنم

خسته شدم از صبوري

دوباره تنها بودن 

را به روز بروز خرد شدن ترجيح ميدهم

وقتي دروغ ميگويي بو نفرت انگيزش را حتي از اين فاصله هم ميتوانم حس کنم

خودت نميداني اما حتي لحن صدايت هم از پشت پيامهايت تغيير ميکند

وقتي دنبال اين هستي که مرا قانع کني 

اول خودت را فريب ميدهي

لعنتي حداقل دروغي بگو که باور کنم

[ چهارشنبه 1393/01/13 ] [ 1:25 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دعا ميکنم 

با چشماي گريون

با دل شکستم

(اونقدر برام عزيزي که نفرينت نمي کنم)

اما دعا ميکنم الهي دلم سنگ شه

که ديگه نه تو توش بموني نه هيچ کس ديگه


[ چهارشنبه 1393/01/13 ] [ 1:5 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حرفهایی برای گفتن بی گوشی برای شنیدن!
چت باکس


امکانات وب