فرش دلم
فرشی همیشه بهار بافته ام برایت از دلی خزان زده 
قالب وبلاگ
بگذار سر به سینه ی من تا كه بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید كه بیش از این نپسندی به كار عشق

آزار این رمیده ی سر در كمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست، عشق كدامست، غم كجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان كه اگر بینمت به كام

خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت

شاید كه جاودانه بمانی كنار من

ای نازنین كه هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی

من چون كبوتری كه پرم در هوای تو

یك شب ستاره های تو را دانه چین كنم

با اشك شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب

[ سه شنبه 1393/05/21 ] [ 7:49 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
 

"مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش!
این وزن آواز من است :
عشقی که گرم و شدید است
زود می سوزد و خاموش می شود
من سرمای تو را نمی خواهم
و نه ضعف یا گستاخی ات را!
عشقی که دیر بپاید ، شتابی ندارد
گویی که برای همه ی عمر ، وقت دارد .

مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش!
این وزن آواز من است :
اگر مرا بسیار دوست بداری
شاید حس تو صادقانه نباشد
کمتر دوستم بدار
تا عشقت ناگهان به پایان نرسد!
من به کم هم قانعم
و اگر عشق تو اندک ، اما صادقانه باشد ، من راضی ام
دوستی پایدارتر ، از هرچیزی بالاتر است .

مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش!"

امیلی دیکنسون

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 23:47 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"دلهای ما که بهم نزدیک باشد،
دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم;
دور باش اما نزدیک...
من از نزدیک بودنهای دور می ترسم..."

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 23:38 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"شاید این را شنیده ای که زنان
در دل « آری » و « نه » به لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند
رازدار و خموش و مکارند

آه ، من هم زنم ، زنی که دلش
در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال"

فروغ فرخزاد

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 23:38 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
گاهی هر از گاهی که ...

دلم هوایی می شود 

دلم تنگ میشود 

دلم کوچک می شود 

و 

بغضم بزرگ 

هی بارها و بارها جمله ی "ن ..... آ ......خیلی خیلی دوستت داره" رو بار ها و بارها و بارها می خونم 

میفهمی چی میگم!

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 23:35 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"زندگى
چه بسا
آسان تر می بود
اگر تو را
نديده بودم

فقط اين که در آن صورت
ديگر زندگى من نبود"

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 22:15 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

"و سکوت می‌کنی
و فرياد زمانم را نمی‌شنوی.
يک روز،
من سکوت خواهم کرد
و تو آن روز برای اولـين بار
مفهوم دير شدن را خواهی فهميد...!"

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 22:13 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
همان بعضی هایی که : 

"بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند
پر از حس های خوبند
پر از حرف های نگفته اند
چه هستند .. هستند
و چه نیستند .. هستند
یادشان . خاطرشان . حس های خوبشان
آدمها .. بعضی هایشان .. سکوتشان هم پر از حرف هست
پـر از مرهم به هر زخم است ! ..."

شما ها را یبشتر از هر چه این دنیا دارد بیشتر دوست دارم دوست داشته  و دوست خواهم داشت 

یادتان جاودان باد در قلبهایمان

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 21:59 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
"انتظار سخت است ، فراموش کردن هم سخت است ، اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی، از همه سخت تر است ..." پائولو کوئیلو

[ سه شنبه 1393/04/24 ] [ 21:55 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
هنوز که هنوز است 

کسی در گوشم زمزمه می کند 

خبر آمد خبری در راه است 

و من با چشمهای خیس 

هنوز منتظر رسیدن آن خبرم 

[ پنجشنبه 1393/03/29 ] [ 12:26 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

مـــــه مـــن نقاب بگشا ز جمال کبریایی  

             که بتــــان فرو گذارند اســـاس خــودنمایی

                             شده انتظارم از حد چه شود زدر درآیـی   

                                          زدو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

[ جمعه 1393/03/23 ] [ 16:12 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
زندگی با نواسان مدامش جریان دارد

گاه اوج می گیرد مثل یک پرنده عاشق و در اوج میپرد و از آن بالا از اوج لبخند و شادی در میان نسیمی که آرام آرام در میان گیسوانت می پیچد و نوازشت می کند و می توانی چشمهایت را ببندی و دستانت را باز کنی

و در خیالت عشق را در آغوش بکشی

و گاه خسته و افسرده از رنجهایش زیر تیغ آفتاب قدم بزنی و اشکهایت را پاک کنی بی شانه ای برای تکیه دادن تنها تو بمانی و امتداد کوچه های خسته ی بعدازظهر که باید هر روز مدام طی کنی

و میدانی زندگی جریان دارد با تمام نواسان مداومش چه با تو و چه بی تو ادامه خواهد داشت

مثل تو که حالا با سردی میگی:

مهم نیست !!!!

مجبورم!!!!

و هزار هزار دلیل دیگه که تلخی هاتو توجیه کنی !

حالا که جای زخمهات خوب شده ، حالا که احساس می کنی اونقدر قوی شدی که میتونی دوباره روی پاهات به تنهایی ادامه بدی حس میکنی که دیگر چه احتیاجی به من داری !

پس هر روز به بهانه ای دور میشی ، فاصله می گیری و فاصله می گیری

[ جمعه 1393/03/16 ] [ 20:11 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دنیای قدیم هایمان بهتر بود بیشتر عاشق بودیم و کمتر بی وفا

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم، دو به دو به هم چسبیده...

هر کداممان را که می کندند، آن یکی هم بیرون میزد از زندگی...

حالا سیمی مان کردند که با رفتن دیگری کک مان هم نگزد!!!

[ چهارشنبه 1393/02/31 ] [ 9:29 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
تشکر کنم به خاطر همه دنیای رویایی که برایم ساختی 

یا گلایه کنم از خاطری که اینگونه به او چسبیدی 

هنوز که هنوز است نمیدانم 

کدام تو ی درونت را باور کنم 

هنوز نتوانستم بفهمم 

آنی که می گوید دوستت دارم و یا آنی که می گوید هنوز دوستش دارم را ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!

 دروغ گوی خوبی نیستی!

وقتی دروغ می گویی توجیه هایت نمی تواند قانع ام کند.

[ سه شنبه 1393/02/30 ] [ 12:36 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

این روزها خدا نظری از سر لطف به من کرده و برکت و لطفش رو داره شامل حالم میکنه 

این روزها شادی و آرامش داره بهم سر میزنه 


و من 


هنوز منتظر یــــــــــک خــــــــــــــبـــــــــــــــــرم !


و دعا می کنم روز که وقتش باشه 


این خبرهم منو هم شما رو خوشحال کنه 


برام دعا کنید

[ دوشنبه 1393/02/22 ] [ 13:50 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
امروز داشتم روزنامه را ورق میزدم 

دوباره بوی آشنای کاغذ و جوهر چاپ مشامم را پر کرد 

دوباره عطر هزار هزار دقیقه ی آشنا و دنیایی که در تورق صفحه های کتاب داشتم پیش چشمانم نمایان شد 

و دیدم چقدر دلم برای سکوت کتابخانه تنگ شده 

برای اینکه بروم و لابلای قفسه های کتابخانه بنشینم و ساعت ها کتاب مورد علاقه ام را بردارم و بی اعتنا به گذشت عقربه های ساعت دوباره غرق خواندن شدم 

دوباره یک رمان خوب بردارم  و تمام یک بعدازظهر آنقدر غرق خواندنش شوم که وقتی آفتاب از دیوار اتاق رفت و اتاق تاریک شد متوجه گذشت زمان شوم 

چه لذت عمیقی ست انگار در زمان شناور می شوی و ناگهان وقتی کتاب را می بندی انگار کسی تو را از بلندی یک ارتفاع بروی زمین حال پرتت می کند

[ دوشنبه 1393/02/15 ] [ 9:6 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
یک لحظه گوش کن خدا 
جدی میگم 
نه شکوه است نه گلایه... 
در این دنیا 
حال خیلی ها اصلا خوب نیست 
یک دستی به زندگیشان بکش 
لطفا...


خدا جون دلم برات تنگ میشه ....

[ چهارشنبه 1393/02/10 ] [ 9:58 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
لازم نيست پايت را از هيچ کجا اين ارتباط بيرون بکشي

من خودم را خط ميزنم

خسته شدم از صبوري

دوباره تنها بودن 

را به روز بروز خرد شدن ترجيح ميدهم

وقتي دروغ ميگويي بو نفرت انگيزش را حتي از اين فاصله هم ميتوانم حس کنم

خودت نميداني اما حتي لحن صدايت هم از پشت پيامهايت تغيير ميکند

وقتي دنبال اين هستي که مرا قانع کني 

اول خودت را فريب ميدهي

لعنتي حداقل دروغي بگو که باور کنم

[ چهارشنبه 1393/01/13 ] [ 1:25 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دعا ميکنم 

با چشماي گريون

با دل شکستم

(اونقدر برام عزيزي که نفرينت نمي کنم)

اما دعا ميکنم الهي دلم سنگ شه

که ديگه نه تو توش بموني نه هيچ کس ديگه


[ چهارشنبه 1393/01/13 ] [ 1:5 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دست هایت را از روی گوش هایت بردار

دیگر حرفی نخواهی شنید

دوباره به حجم سکوتم باز گشته ام !

[ یکشنبه 1392/12/18 ] [ 8:21 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
چقدر ترسناک است

وقتی توی دلت خالی می شود


ادامه مطلب
[ جمعه 1392/12/16 ] [ 21:13 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

هر پستي يه مخاطب داره

اين پستم مخاطبش خداست تقديم بهش از صميم قلبم

خودش قبل از اينكه من لب واكنم مي دونه چي ازش ميخوام ،‌ولي هميشه با لبخند ميگه بگو بنده ي من

ميگم خدا دوباره اومدم در خونت

باهات حرفاي يواشكي بزنم

ميگه بگو

گفتم ...

شنيد ...

و گفت ...(آرام در گوش جانم نجوايش همچون نسيم از قلبم گذشت و آرام شدم به حضور هميشه حاضرش)

خدايا دوستت دارم



[ دوشنبه 1392/12/12 ] [ 17:36 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
اين روزها دلم ديگر هيچ نمي خواهد

خسته شده

نه تو را

نه هيچ چيز اين زندگي را

دارم دوباره عادتش ميدهم به نداشتن

عادتش ميدهم به چيزهايي كه هيچ وقت برايش عادي نشده و نميشود فقط تظاهر مي كند كه شده

.

.

.

[ شنبه 1392/12/10 ] [ 10:19 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
وقتی سکوت میکنی

فکر میکنند درد ندارد محکم تر می زنند !

نکنه عادت کرده ای به زخم زدن ؟

اما برای من عادی نمی شود

نه این زخم ها 

نه جایشان

[ شنبه 1392/12/03 ] [ 22:29 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دوریت تلخم کرده

تلخ تر از فنجان های قهوه ای که بی تو مینوشم

همان فنجان هایی که گرمایشان میان دستهایم گرمای دستان تو را تدایی می کنند

همان فنجان هایی که بخارش امتداد نگاهم می شود تا قاب خالی بی تو

همان هایی که عطرش شده عطر بی تو بودن

همان هایی که بهانه تمام بیداری های طولانیم میشود 

همان فنجانِ آشـــــــــــــــــــنا بـــا مــــــن و غــــــریبــــه با با تــــــــــــــــو!!!

[ یکشنبه 1392/11/27 ] [ 23:5 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
آدم ها زود پشیمان میشوند… !

گاهی از گفته هایشان، گاهی از نگفته هایشان…

گاهی از گفتن نگفتنی هایشان…

و گاهــــــــــــــــی هم از نگفتن گفتنی هایشـــــــان…
[ دوشنبه 1392/11/21 ] [ 13:59 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

ســــــــــــــــلام عزيز دردونه من

تولدتت پيشاپيش

مبارك باشه خوشگل خانموم

ديدي از يادم نرفته

حواسم هست

ديگه اخماتو باز كن

خيلي دلم ميخواس امسال يواشكي بيام سورپرازت كنم با يه كيك و شمعاي روشن بيام پشت در تا كلي ذوق كني

بخدا خيلي دلم برات تنگ شده

[ پنجشنبه 1392/11/17 ] [ 10:19 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

ديشب تو اوج احساست باز زدم تو پرت

ديگه قهر كردي باهام حرف نزدي

بهانه گرفتي

اخماتو كشيدي تو هم

گفتي خسته ام ميخوام بخوابم

(حالا ساعت 10 شب اونم كي تو!!!؟؟؟)

گوشيتو گذاشتي كنار (اگه مثه من باشي كه شوتش ميكني اونور دست تو مي زنه زير چونت سرتو گرم يه كار ديگه ميكني)

گفتم خرابش كردم

بذار آروم شه خرابترش نكنم

دلم آروم نميشد ولي باز سكوت كردم

[ پنجشنبه 1392/11/17 ] [ 10:16 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
چه رسم بدي است !!!

محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت شود که تنهایی و بی کسي و محتاج !!!

[ شنبه 1392/11/05 ] [ 12:20 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است

حواست را جمع کن


دست و پا گیر ترین کلمه "محدودیت" است

اجازه نده مانع پیشرفتت شود


سخت ترین کلمه "غیر ممکن" است

اصلا وجود ندارد


مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است

مواظب پل های پشت سرت باش


تاریک ترین کلمه "نادانی" است

آن را با نور علم روشن کن


کشنده ترین کلمه "اضطراب" است

آن را نادیده بگیر


صبور ترین کلمه "انتظار" است

همیشه منتظرش بمان


با ارزش ترین کلمه "بخشش" است

سعی خود را بکن


قشنگ ترین کلمه "خوشرویی" است

راز زیبایی در آن نهفته


سازنده ترین کلمه "گذشت" است

آن را تمرین کن


پرمعنی ترین کلمه "ما" است

آن را به کار ببر


عمیق ترین کلمه "عشق" است

به آن ارج ده

[ شنبه 1392/11/05 ] [ 12:16 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حرفهایی برای گفتن بی گوشی برای شنیدن!
چت باکس


امکانات وب