X
تبلیغات
فرش دلم

فرش دلم
فرشی همیشه بهار بافته ام برایت از دلی خزان زده 
قالب وبلاگ
لازم نيست پايت را از هيچ کجا اين ارتباط بيرون بکشي

من خودم را خط ميزنم

خسته شدم از صبوري

دوباره تنها بودن 

را به روز بروز خرد شدن ترجيح ميدهم

وقتي دروغ ميگويي بو نفرت انگيزش را حتي از اين فاصله هم ميتوانم حس کنم

خودت نميداني اما حتي لحن صدايت هم از پشت پيامهايت تغيير ميکند

وقتي دنبال اين هستي که مرا قانع کني 

اول خودت را فريب ميدهي

لعنتي حداقل دروغي بگو که باور کنم

[ چهارشنبه 1393/01/13 ] [ 1:25 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دعا ميکنم 

با چشماي گريون

با دل شکستم

(اونقدر برام عزيزي که نفرينت نمي کنم)

اما دعا ميکنم الهي دلم سنگ شه

که ديگه نه تو توش بموني نه هيچ کس ديگه


[ چهارشنبه 1393/01/13 ] [ 1:5 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دست هایت را از روی گوش هایت بردار

دیگر حرفی نخواهی شنید

دوباره به حجم سکوتم باز گشته ام !

[ یکشنبه 1392/12/18 ] [ 8:21 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
چقدر ترسناک است

وقتی توی دلت خالی می شود


ادامه مطلب
[ جمعه 1392/12/16 ] [ 21:13 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

هر پستي يه مخاطب داره

اين پستم مخاطبش خداست تقديم بهش از صميم قلبم

خودش قبل از اينكه من لب واكنم مي دونه چي ازش ميخوام ،‌ولي هميشه با لبخند ميگه بگو بنده ي من

ميگم خدا دوباره اومدم در خونت

باهات حرفاي يواشكي بزنم

ميگه بگو

گفتم ...

شنيد ...

و گفت ...(آرام در گوش جانم نجوايش همچون نسيم از قلبم گذشت و آرام شدم به حضور هميشه حاضرش)

خدايا دوستت دارم



[ دوشنبه 1392/12/12 ] [ 17:36 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
اين روزها دلم ديگر هيچ نمي خواهد

خسته شده

نه تو را

نه هيچ چيز اين زندگي را

دارم دوباره عادتش ميدهم به نداشتن

عادتش ميدهم به چيزهايي كه هيچ وقت برايش عادي نشده و نميشود فقط تظاهر مي كند كه شده

.

.

.

[ شنبه 1392/12/10 ] [ 10:19 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
وقتی سکوت میکنی

فکر میکنند درد ندارد محکم تر می زنند !

نکنه عادت کرده ای به زخم زدن ؟

اما برای من عادی نمی شود

نه این زخم ها 

نه جایشان

[ شنبه 1392/12/03 ] [ 22:29 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دوریت تلخم کرده

تلخ تر از فنجان های قهوه ای که بی تو مینوشم

همان فنجان هایی که گرمایشان میان دستهایم گرمای دستان تو را تدایی می کنند

همان فنجان هایی که بخارش امتداد نگاهم می شود تا قاب خالی بی تو

همان هایی که عطرش شده عطر بی تو بودن

همان هایی که بهانه تمام بیداری های طولانیم میشود 

همان فنجانِ آشـــــــــــــــــــنا بـــا مــــــن و غــــــریبــــه با با تــــــــــــــــو!!!

[ یکشنبه 1392/11/27 ] [ 23:5 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
آدم ها زود پشیمان میشوند… !

گاهی از گفته هایشان، گاهی از نگفته هایشان…

گاهی از گفتن نگفتنی هایشان…

و گاهــــــــــــــــی هم از نگفتن گفتنی هایشـــــــان…
[ دوشنبه 1392/11/21 ] [ 13:59 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

ســــــــــــــــلام عزيز دردونه من

تولدتت پيشاپيش

مبارك باشه خوشگل خانموم

ديدي از يادم نرفته

حواسم هست

ديگه اخماتو باز كن

خيلي دلم ميخواس امسال يواشكي بيام سورپرازت كنم با يه كيك و شمعاي روشن بيام پشت در تا كلي ذوق كني

بخدا خيلي دلم برات تنگ شده

[ پنجشنبه 1392/11/17 ] [ 10:19 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

ديشب تو اوج احساست باز زدم تو پرت

ديگه قهر كردي باهام حرف نزدي

بهانه گرفتي

اخماتو كشيدي تو هم

گفتي خسته ام ميخوام بخوابم

(حالا ساعت 10 شب اونم كي تو!!!؟؟؟)

گوشيتو گذاشتي كنار (اگه مثه من باشي كه شوتش ميكني اونور دست تو مي زنه زير چونت سرتو گرم يه كار ديگه ميكني)

گفتم خرابش كردم

بذار آروم شه خرابترش نكنم

دلم آروم نميشد ولي باز سكوت كردم

[ پنجشنبه 1392/11/17 ] [ 10:16 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
چه رسم بدي است !!!

محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت شود که تنهایی و بی کسي و محتاج !!!

[ شنبه 1392/11/05 ] [ 12:20 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است

حواست را جمع کن


دست و پا گیر ترین کلمه "محدودیت" است

اجازه نده مانع پیشرفتت شود


سخت ترین کلمه "غیر ممکن" است

اصلا وجود ندارد


مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است

مواظب پل های پشت سرت باش


تاریک ترین کلمه "نادانی" است

آن را با نور علم روشن کن


کشنده ترین کلمه "اضطراب" است

آن را نادیده بگیر


صبور ترین کلمه "انتظار" است

همیشه منتظرش بمان


با ارزش ترین کلمه "بخشش" است

سعی خود را بکن


قشنگ ترین کلمه "خوشرویی" است

راز زیبایی در آن نهفته


سازنده ترین کلمه "گذشت" است

آن را تمرین کن


پرمعنی ترین کلمه "ما" است

آن را به کار ببر


عمیق ترین کلمه "عشق" است

به آن ارج ده

[ شنبه 1392/11/05 ] [ 12:16 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
یک نفر با من گفت :

صبورانه در انتظار زمان بمان

هر چیز در زمان خودش رخ میدهد

باغبان اگر باغش را غرق آب کند 

درختان خارج از فصل خود میوه نمی دهند

اما 

من خسته ام ، خسته ام از این همه صبوری 

تو بگو کی زمانش فرا می رسد 

[ جمعه 1392/11/04 ] [ 20:57 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
آنقدر آرامم ،

که شک دارم به بودنم !

ترسم نه از طوفان ،

از مرداب شدن روحی ست

که هم قافیه ی پرواز

ترانه می سازد !!!

[ جمعه 1392/11/04 ] [ 20:35 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
قرار نیست تا ابد با هم بمانیم


روزی همه رفتنـــــــی اند

ماندن به پای کسی معرفــــــــت میخواهد نه بهانـــــــه !!!


كه
مــــــــــــــــن

هـنــــــــــــــــوز نـدیــــــدم ،

کـســــی رفـتـــــــــن بـلـــــــــد بـاشــــد و

بـــــمانــــــــــــــــــــــــد!
....


تو بمان و ثابت كه كه هنوز هستند كساني كه ماندي اند

[ جمعه 1392/11/04 ] [ 20:33 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

خدایا کسی گفت :

بارانت خیسم نمیکند ، منم که رویاهایم را میبارم!!!

خدایا زیر باران لحظه های سخت

چترش باش !!!

[ دوشنبه 1392/10/30 ] [ 16:22 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

 خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

 به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد

 چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد

 بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

 غلامتان به من آموخت در میانه ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد

                            سید حمیدرضا برقعی

[ شنبه 1392/09/30 ] [ 0:50 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

کاشکی این  مردم

دانه های دلشان پیدا بود

[ شنبه 1392/09/30 ] [ 0:40 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

بر تن خورشيد مي‌پيچد به ناز

چادر نيلوفري رنگ غروب

تك‌‌درختي خشك در پهناي دشت

تشنه مي‌ماند در اين تنگ غروب

از كبود آسمان‌ها روشني

مي‌گريزد جانب آفاق دور

در افق، بر لالة سرخ شفق

مي‌چكد از ابرها باران نور

 مي‌گشايد دود شب آغوش خويش

زندگي را تنگ مي‌گيرد به بر

باد وحشي مي‌دود در كوچه‌ها

تيرگي سر مي‌كشد از بام و در

شهر مي‌خوابد به لالاي سكوت

اختران نجواكنان  بر بام شب

نرم‌نرمك بادة مهتاب را،

ماه مي‌ريزد دورن جام شب.

نيمه شب ابري به پنهاي سپهر،

مي‌رسد از راه و مي‌تازد به ماه

جغد مي‌خندد به روي كاج پير

شاعري مي‌ماند و شامي سياه

در دل تاريك اين شب‌هاي سرد؛

اي اميد نااميدي‌هاي من،

برق چشمان تو همچون آفتاب،

مي‌درخشد بر رخ فرداي من.


                                     فريدون مشيري

[ چهارشنبه 1392/09/13 ] [ 12:54 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
هــرگــاه بــا دیـگــرانـیـــــد ، خـــود را خــط بــزنـیـــد

 و هـــر گــاه بــا خــدایـیــــد ، 

دیــگـــران را . . .


خدایا 

دیدم 

خطم زدند 

همان هایی که نه با تو بودند 

نـــــــــــــــــــــــــــه 

با مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن !


اما 

چه غمی 

تا چون تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــو  ای دارم !


که همیشه بهترینها را 

از تو خواسته و میخواهم!!!

[ یکشنبه 1392/09/03 ] [ 8:17 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
آری دلم 

تنها بمانی 

بهتر از این است 

که 

دوستانی کنارت باشند که 

وقتی جام تنهایی شان را با محبت پر کردی 

جام تنهایی تو را به سنگ بی مهری ها 

بشکنند

بعد تو بمانی و جامی شکسته و دلی زخمی 

[ یکشنبه 1392/09/03 ] [ 8:11 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
سنگ صبور تنهایی که میشوی 

همه را آرام می کنی !

بعد

همه فکر میکنند 

ســــــــــــــــــنــــــــــــــــــــگ هستی !

فراموش میکنند 

سنگ صبورشان هم دلی دارد که 

گاه آنقدر می گیرند 

که 

کسی باید او را نیز در آغوش بکشد!

[ یکشنبه 1392/09/03 ] [ 8:8 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

تو چه مي فهمي

حال و روز

کسي را که ديگر هيـــــــــــچ

نگاهي

دلش را نمي لرزاند؟

آری

تو چه می فهمی

این همـــــــــه تنــــــــــــــهایی را!

[ یکشنبه 1392/09/03 ] [ 8:3 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

[ دوشنبه 1392/08/27 ] [ 14:30 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

خداوندا ...

گره های ناگوار، با تو باز می شوند؛
شدت سختی ها، با تو می شکند؛
آنان که دنبال رهایی می گردند،
به تو التماس می کنند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1392/08/20 ] [ 15:42 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
دوباره و دوباره خيال ميكنم



ادامه مطلب
[ یکشنبه 1392/08/12 ] [ 20:3 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
اين روزها مريض شده ام

سرما خورده ام !

همه ميگويند از سردي هواست

امــــــــــــــا بدان

من از سردي رفتار تو اينگونه ام !

[ یکشنبه 1392/08/12 ] [ 19:46 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]



اين شاخه گل سرخ تقديم به تو
به احترام همه
احساساتت

از شاخه نمي چينمش
آهسته ميبويم و ميبوسمش
اما نمي چينمش
تا باقي باشد

به احترام تو !

سبـــــــــــز باشـــــــي عــــزيـــزم!
[ شنبه 1392/08/04 ] [ 13:9 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]

اين بار كه ديدمش !

چقدر بزرگ شده بود !

چقدر مرد شده بود !

دلم يكهو از جا كنده شد ،‌ چقدر شده كه نديده بودمش! ، چقدر شده بود كه دست هاي مردانه اش را در دستانم نفشرده بودم!

چقدر تغيير كرده بود !

نگاهت كه در نگاهش مي افتاد مي توانستي بفهمي كه خيلي عاقل تر ،‌خيلي با وقار تر از قبل شده!

امـــــــــــــــــــــــــــــا


ادامه مطلب
[ شنبه 1392/08/04 ] [ 12:57 ] [ مديريت وبلاگ ] [ ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حرفهایی برای گفتن بی گوشی برای شنیدن!
چت باکس


امکانات وب